تبلیغات
شادی داودی - مطالب ابر رمان خارجی

هرگونه كپی برداری از داستانهای این وبلاگ جهت((چاپ و نشر))ممنوع و موجب پیگرد قانونی است.

رمان كوری

نویسنده :شادی داودی
تاریخ:پنجشنبه 19 فروردین 1395-10:39 ب.ظ


نام کتاب:کوری 

نام نویسنده:ژوزه ساراماگو 

مترجم:مینو مشیری 

ویراستار:محمدرضاجعفری 

چاپ چهارم1378 

ناشر:نشرعلم 

قسمتی از کتاب: 

سربازان که هنوز از بهت واقعه ی اسفناک شب گذشته بیرون نیامده بودند؛میان خود توافق کرده بودند که کانتینرها را؛برخلاف گذشته؛نزدیک درهایی که به دو ضلع ساختمان باز می شد نگذارند؛بلکه در سرسرا بیندازند و بروند و بازداشت شدگان خودشان ترتیب کار را بدهند.نور خیره کننده ی خورشید در بیرون و تاریکی ناگهانی سرسرا نگذاشت که سربازان در بدو ورود بازداشت شدگان کور را ببینند.اما طولی نکشید که آنها را دیدند.با نعره های وحشتناک؛کانتینرها را به زمین پرت کردند و دیوانه وار از در گریختند. 

نظر من نسبت به این کتاب: 

نویسنده برای آشکار ساختن شخصیتهایش به شیوه ایی بسیار نو عمل کرده است.به کار نبردن اسم برای شخصیتها خود یکی از شاخصه های بسیار منحصر به فرد کتاب می تواند باشد.به کار بردن واژه هایی چون دکتر/زن دکتر/مردی که چشم بند داشت/دختری که عینک دودی داشت/مردی که اول کور شد و... میبینیم که در هیچ کجای داستان برای اشخاص از نام استفاده نشده بلکه همین واژه ها هستند که اشخاص را در ذهن خواننده ساخته و پرداخته می کنند و تا پایان نیز با همین نامها ماجرای هر یک را دنبال خواهد کرد.تک تک شخصیتها در حدی فوق العاده به نمایش در آمده اند و هر یک نمادی کامل از انسانهای افراد هر جامعه ایی می توانند باشند!سرتاسر داستان تضاد میان شخصیتها وجود ندارد بلکه این تضاد میان هر شخص با شخصیت خودش پیش می آید که با ظهور این بیماری شخصیتها دگرگون می شوند!همه ی شخصیتهای این کتاب به غیر از همسر دکتر همواره در نقض گذشته ی خود و تفکر بر اعمال خویش لحظات را سپری میکنند.هر شخصیتی در این رمان به حد کافی انگیزه ی عمل دارد و این انگیزه چیزی جز بقای حیاتش نیست اما با نگرشی متفاوت به زندگی!داستان در نوع خود تخیلی می باشد اما فوق العاده در باور خواننده جای گرفته به طرزی که همنفس با شخصیتها ماجراها را پشت سر میگذارد.هیچکدام از شخصیتها کلیشه ایی و ساده و تکراری در حد رمانهای دیگر نیستند!هر یک از آنها شخصیتشان کاملا در وادی تکوین معنوی خویش قدم برمیدارند.کاراکتر های این رمان از ساده ترین فرد جامعه که می تواند یک پسربچه ی محصل باشد تا افراد تحصیل کرده همچون یک دکتر چشم پزشک و حتی یک شخصیت دزد همه و همه به خوبی و مهارتی مثال نیافتنی پرورده شده اند تا توجیه کاملی از نقش و عمل خود در داستان داشته باشند.

در یک کلام میشه گفت شاهکار بود.سبکی جدید در نگارش؛بی نام بودن تک تک شخصیتهای رمان تا پایان ماجرا؛شیوع یک بیماری غیرممکن اما بیانی روان که در باور خواننده تحقق آن را حتمی میکند؛همذات پنداری شدید با شخصیتها و قرار گرفتن در محیط...همه و همه به طرزی باور نکردنی و با شدت هر چه تمامتر به هنگام مطالعه ی این کتاب عیان میشد.گاهی به طور ناخودآگاه چنان غرق در ماجرا میشدم که برای لحظاتی به نقطه ایی خیره بودم و دائم به این فکر میکردم:اگر روزی من دچار این بیماری بشم چی میشه؟چیکار باید بکنم؟زندگی چی میشه؟و...



نوع مطلب : كتابخانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رمان بلندیهای بادگیر

نویسنده :شادی داودی
تاریخ:سه شنبه 27 بهمن 1394-01:22 ق.ظ


نام کتاب:بلندیهای بادگیر 

نام نویسنده:امیلی برونته 

ترجمه:پرویز پژواک 

ناشر:انتشارات عین الهی 

قسمتی از کتاب: 

نلی؛من هیچکس را ناراحت نساختم.بلکه فقط اندکی سبب دلداری و تسکین خاطر خودم را فراهم آوردم.از این پس من خیلی راحتتر و آسوده تر خواهم بود.وقتی هم مرا در آنجا مدفون سازند بهتر آرام خواهم گرفت.من او را ناراحت کرده باشم؟نه!اوست که مدت هجده سالست یکدقیقه مرا آرام نمی گذارد روز و شب دائم با منست و یک لحظه مرا آرام نمی گذارد.این ناراتی و آزار تا دیشب ادامه داشت و فقط ازآن پس تاکنون کمی آرام گرفته ام.در عالم رویا دیدم که مرده ام و در کنار محبوبم آرمیده ام.دیدم قلبم از کار ایستاده و گونه هایم را بر گونه های یخ زده اش نهاده ام.ص410 

نظر من نسبت به این کتاب: 

کتابی که در سرتاسر آن درک عشق و حسرت و درماندگی و انتقام همه و همه با هم و یکجا برایم قابل درک بود.انتقام هیت کلیف از افرادی که در ناکامی وی نقش داشته و حتی نقش نداشته اند نشان می داد که یک فرد برای رسیدن به عشق خودش حتی اگر دیگه زنده نباشد و به تصور رسیدن به او در جهان بعد دست به هر کاری میزند و در این راه زمانیکه وی از دختر کارتین نیز انتقام میگرفت اما در نهاد خودش نفرت را مزه مزه نمیکرد بلکه فقط و فقط به فکر تکرار و تجربه ی دیدن یک عشق نوپای دیگر بود.همسر کاترین و برادر کاترین و تمام وابستگان کاترین مورد انتقام واقع میشدند و این نوعی از عشق کور را به معنی واقعی نمایش میداد و درست برعکس تصور خیلی ها که این کتاب را نمونه ی بارز یک عشق شدید میدانند به نظر من ماجرای این رمان نمایش یک عشق کور بود!



نوع مطلب : كتابخانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رمان سینوهه

نویسنده :شادی داودی
تاریخ:سه شنبه 27 بهمن 1394-01:15 ق.ظ


نام کتاب:سینوهه پزشک مخصوص فرعون(دو جلدی) 

نام نویسنده:میکا والتاری 

مترجم:ذبیح الله منصوری 

چاپ دوازدهم۱۳۶۸ 

ناشر:انتشارات زرین 

قسمتی از کتاب:  

چند زن دیگر هم اطراف اتاق بودند و آنها نیز می گریستند و من دیدم که صورت بعضی از آنها مجروح است و بعد فهمیدم که پادشاه(آمورو)آنها را کتک زده زیرا نمی توانستند که وسیله تسکین پسر او را فراهم نمایند.من به پادشاه(آمورو)گفتم این قدر بی تابی نکن برای اینکه فرزند تو نخواهد مرد ولی من قبل از اینکه شروع به معالجه ی فرزند تو بکنم باید که خود را تطهیر نمایم و قبل از هر کار این منقل آتش را از این جا بیرون ببرید...ص۳۵۸ج۱ 

نظر من درباره ی این کتاب: 

رمان جالبی بود و از اینکه در خلال مطالعه ی این رمان به نحوه ی چگونگی معالجات و علوم پزشکی در عهد مصر باستان هم آگاهی پیدا میکردم جذابیت ماجرا برام بیشتر میشد.البته در بعضی جاها از شاخه و برگ دادن بیش از حد مترجم کمی حوصله ام سر میرفت اما این موضوع اونقدر حائز اهمیت نبود که از مطالعه ی ماجرا منصرف بشم.زیباترین قسمت کتاب به نظر من وقتی بود که سینوهه عاشق دختری شد که اون دختر باید در ابتدا بکارت خود را به خدایان تقدیم میکرد که این عمل منجر به مرگ آن دختر و ناکامی سینوهه گشت.روی هم رفته کتابی بود که وقتی فیلمش رو دیدم عصبی شدم چرا که توقع داشتم فیلمش هم به زیبایی کتابش می بود در حالیکه به هیچ وجه اینطور نبود و کتاب در مقایسه با فیلم آن بسیار جذاب تر و پر کشش تر بود.



نوع مطلب : كتابخانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  


Admin Logo
themebox Logo