تبلیغات
شادی داودی - مطالب ابر رمان ایرانی

هرگونه كپی برداری از داستانهای این وبلاگ جهت((چاپ و نشر))ممنوع و موجب پیگرد قانونی است.

رمان امینه

نویسنده :شادی داودی
تاریخ:پنجشنبه 19 فروردین 1395-10:42 ب.ظ


نام کتاب:امینه 

نام نویسنده:مسعودبهنود 

چاپ یازدهم۱۳۸۹ 

ناشر:نشرعلی 

قسمتی از کتاب: 

اول این را روشن کنم که می خواهم برایتان قصه بگویم.یک قصه تاریخی.می توانید فرض کنید که اصلا؛ هیچ یک از شخصیتها واقعی نیستند.راستی هم آنها افسانه اند.به خصوص خود((امینه)).من در بعد از ظهر یک روز پاییزی به فکر او افتادم.یعنی خودم نیفتادم؛آن کسی من را به این فکر انداخت که حالا برای خودش کسی شده و بعید نیست به خاطر انتشار این کتاب علیه من شکایت کند.اما فکرش را کرده ام.اگر وکیل بگیرد و مرا به محکمه بکشاند مدرکی دارم که نشان میدهد خودش با همان خط خرچنگ قورباغه اش به من نوشته که هرکار خواستم با این قصه بکنم. 

نظر من نسبت به این کتاب: 

در زیبایی کلام و تاثیر نوشتاری مسعود بهنود هیچ جای شکی نیست.داستان به قدری با جذبه و کشش بیان شده که علاوه بر خواندن یک رمان به طرزی بسیار ماهرانه اطلاعات تاریخی خواننده را نیز در سطحی وسیع ارتقاء می بخشد.بیان واقعیاتی در رابطه با نادرشاه افشار و فتحعلی شاه و محمدخان قاجار و کریم خان زند و...همه و همه بسیار دلنشین و زیبا در سطر سطر این کتاب و در بطن و قالب یک رمان آنچنان زیبا مطرح شده که ساعتهای متمادی پس از اتمام این رمان من رو همچنان غرق در خویش نگه داشته بود.این کتاب یکی از زیباترین رمانهایی بود که در عمرم خوانده ام.



نوع مطلب : كتابخانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رمان همسایه ها

نویسنده :شادی داودی
تاریخ:پنجشنبه 19 فروردین 1395-10:31 ب.ظ


نام کتاب:همسایه ها 

نام نویسنده:احمدمحمود 

چاپ چهارم تهران۱۳۵۷ 

ناشر:انتشارات امیرکبیر 

قسمتی از کتاب: 

انگار مادرم آرام شده است.احساس میکنم که دلواپسی مادرم جایش را به آسودگی می دهد.از اتاق پدرم می زند بیرون و پرده را می اندازد.پدرم تو آخرین نامه اش که چند روز قبل رسید نوشته است که روز اول پائیز می آید...به صاحب دکان بگویید که دنیا به آخر نرسیده است.می آیم و تمام کرایه های عقب افتاده را هم میدهم... .برای فرار از آشفتگیهای ذهنی فکر رفتن به کویت یکهو به سرم زد و خیال ندارد بیرون برود.قصد کرده بودم که از اول پاییز بروم شبانه درس بخوانم.صدای بچه های مکتبخانه افتاده است.دراز می کشم.دستهایم را زیر سرم می گذارم و به سقف نگاه می کنم و فکر میکنم((...نه!...نمی تونم سیه چشمو نبینم...به جونم بستگی داره.نمی تونم بفهمم که چرا احساس و مبارزه با هم جور در نمیان...چرا؟...آخه چرا؟...))ص۲۸۸ 

نظر من درباره ی این کتاب: 

ماجرا و نحوه ی روایت آن به قدری ملموس بیان شده که بارها و بارها فکر میکردم احمدمحمود زندگی شخصی خودش رو داره تعریف میکنه!اتفاق در جنوب ایران و در زمان ملی شدن صنعت نفت روی میدهد.پسری از قشر مستضعف جامعه به طور ناخواسته با گروهی مبارز آشنا و سپس با تاثیر پذیری از ایده های آنان تبدیل به یک مبارز میشود و در این راه سختیهای بسیاری متحمل گشته و حتی به زندان نیز می افتد.صحنه ها و درگیریها به قدری زیبا و با بیانی ساده مطرح شده که دائم خودم را در صحنه حاضر میدیدم.یک رمان صد در صد اجتماعی و زیبا بود که از خوندن اون بسیار لذت بردم.



نوع مطلب : كتابخانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رمان شوهر آهوخانم

نویسنده :شادی داودی
تاریخ:سه شنبه 27 بهمن 1394-01:19 ق.ظ


نام کتاب:شوهرآهوخانم 

نام نویسنده:علی محمد افغانی 

ناشر:انتشارات نگاه 

چاپ یازدهم1374 

قسمتی از کتاب: 

آهو خودمانی تر بغل گوشش گفت:مگر نمیگویی سه طلاقه ات کرده است؛به یک ور زلفهای بورت که کمند عاشقان است.از کجا معلوم که سعادت تو در همین نبوده است.آدم باید برآنچه گذشته هیچ وقت افسوس نخورد.بتو قول میدهم که یک آقای کمر باریک و متشخصی گیرت بیاید که شوهر سابقت از حسادت و غصه این شهر را بگذارد و برود.در جلسه ای گفتم ترا میبرم و معرفی میکنم؛همینقدر با همه بخصوص آنها که اشاره میکنم گرم بگیر و کاری نداشته باش.برای شوهر پیدا کردن؛زن اگر حسن پری هم داشته باشد بی دست و پا باشد کلاهش پس معرکه است.اما بتو سفارش میکنم؛آنجا جای نشستن و مثل بوتیمار توی فکر رفتن نیست؛آنجا جای زدن و رقصیدن؛خواندن و شادی کردن است.هما از راه بینی اشک خود را قورت داد و گفت:خدا از خواهری کمت نکند آهو خانم!... 

نظر من نسبت به این کتاب: 

در هیچ کجای کتاب اغراق ندیدم.زندگی طبقه ی متوسط به قدری ملموس تعریف شده در این کتاب که با شخصیتهایش گویی زندگی میکردم.حضور  دو زن و نقش اصلی که در این داستان از او میخوندم دائم نشان میداد که زن هم می تواند بانی آرامش واقعی در جمع خانواده باشد هم می تواند به معنی واقعی شعله بر هستی یک خانواده انداخته بی آنکه خودش دچار نقصانی در روال زندگی روزمره اش شود و مصداق کاملی از این شعر((اصل بد نیکو نگردد چونکه بنیادش بد است)) را در نقش آهو به خوبی میشد درک کرد.نقش زن در این رمان با توجه به تعریف و اینکه دو زن(یکی آهو و دیگری همسر خباز)را به نمایش و تعریف درآورده کاملا دو روی سکه از شخصیت زنها را نمایش داده و بسیار هم ظریف و دقیق و بدون هیچگونه پرده پوشی آن را بیان کرده.کتاب شوهرآهو خانم از اون دست کتابهایی بود که در پایان برای لحظاتی از نقشی که یک زن چه در تخریب بنیاد خانواده و چه در تثبیت پایه های اون میتونه داشته باشه من رو به فکر فرو برد.



نوع مطلب : كتابخانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  


Admin Logo
themebox Logo