تبلیغات
شادی داودی - مطالب ابر انتشارات شادان

هرگونه كپی برداری از داستانهای این وبلاگ جهت((چاپ و نشر))ممنوع و موجب پیگرد قانونی است.

رمان سهم من از این عشق

نویسنده :شادی داودی
تاریخ:شنبه 24 بهمن 1394-09:45 ب.ظ


نام کتاب:سهم من از این عشق 

نام نویسنده:ویکتور پمبرتون 

مترجم:نجمه قشقایی 

ناشر:انتشارات شادان 

چاپ اول-تابستان89 

قسمتی از کتاب: 

بتی آن شب خوابش نمی برد.ساعتها بیدار دراز کشیده بود و به قماربازی پدرش و بدهی های زیادی که بالا آورده بود فکر میکرد.خود را به سبب تنها گذاشتن سارا در پرداخت بدهی های پدر و همچنین به دلیل ادعای وراثت گناهکار میدانست.البته جک ریدلی هم نمی توانست کمکی به او بکند.این روزها به ندرت پیش هم بودند و وقتی هم که جک ریدلی به خانه می آمد مست روی تخت می افتاد.هر شب بتی از خود می پرسید که چرا با چنین مردی ازدواج کرده است چون می دانست که ریدلی هر شب را با دیگران می گذراند و با اد کوچولو هم رفتار بدی میکرد...ص169 

نظر من درباره ی این کتاب: 

این رمان یک رمان کاملا" اجتماعی بود و وقتی اون رو میخوندم اتفاقات پیش آمده در رمان را حتی در جامعه ی ایرانی خودمان هم به وضوح میدیدم و احساس میکردم.وقایع عاطفی نسنجیده که از خواهر کوچکتر(بتی)سر میزد و از فعالیتهای انقلابی در وی شروع شد کم کم به خاطر کوته بینی او و نداشتن تجربه به حاشیه کشیده شد و خودش در منجلاب بی تجربگی ها و تصمیمات عجولانه اش اسیر گشت و خواهر بزرگتر(سارا)با تمام ستم و محنتی که در طول زندگی می کشید اما همواره سعی داشت با دیدی باز به وقایع بنگرد و در نهایت تصمیم بگیرد از اوج به ذلت رسیدن برایش سخت بود اما برای دوام زندگی خویش مجبور به تحمل مصائب میگشت چرا که تداوم زندگی به دست و میل و اراده ی بشر نیست و باید جنگید و ادامه داد و سارا اینچنین زندگی میکرد.از تضاد شخصیتی که میان این دو خواهر بود درسهای زیادی گرفتم و در نهایت مطمئن بودم بعد از خواندن این رمان وقتم به بطالت سپری نشد. 



نوع مطلب : كتابخانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رمان این یادداشت ها را برای تو می نویسم

نویسنده :شادی داودی
تاریخ:شنبه 24 بهمن 1394-09:37 ب.ظ


نام کتاب:این یادداشتها را برای تو می نویسم 

نام نویسنده:فریده نجفی(مشیری) 

چاپ اول-پاییز1387 

ناشر:انتشارات شادان 

قسمتی از کتاب: 

داشتم بیسکویت می خوردم که یک بلوز مچاله خیس؛تلپی از بالا توی ایوان افتاد و چشم به هم نزده؛دختر همسایه طبقه بالای دایی در ایوان ظاهر شد.گفت:ببخشید؛داشتم بلوزم را روی بند پهن میکردم؛از دستم در رفت.دایی و زن دایی نگاهی به هم انداختند و خندیدند.من هم که دوزاریم کج نیست.می دانم چرا هر وقت خانه دایی می روم؛یک جوری خودش را به پایین می رساند.وقتی رفت؛دایی جان خندید و گفت:گول قد و بالای جهان را خورده.از سن و سالش خبر ندارد...ص261 

نظر من درباره ی این کتاب: 

رمان زیبا و جذابی بود.روایت انسانهایی که در شرایطی متفاوت مجبور به گرفتن تصمیماتی برخلاف میل باطنی خویش میشوند اما در باطن همچنان به عهدهای خویش وفادارند با بیانی شیوا خواننده رو نسبت به مقصود نویسنده آگاه میکرد.از زمانیکه جهان به خارج از ایران سفر کرد کشش و جذابیت داستان چندین برابر شد و گویی تازه شروع نقطه ایی در کتاب آغاز شد که از ابتدا در جستجوی آن بودم.



نوع مطلب : كتابخانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رمان زمانی برای گریستن نیست

نویسنده :شادی داودی
تاریخ:پنجشنبه 24 دی 1394-12:46 ب.ظ


نام کتاب:زمانی برای گریستن نیست 

نام نویسنده:جوی فیلدینگ 

مترجم:شادان مهران مقدم 

ناشر:انتشارات شادان 

چاپ تابستان۱۳۸۵ 

قسمتی از کتاب: 

او آنجا ایستاده بود.جلوی اجاق گاز روی یک قابلمه بزرگ خم شده و پشتش به بانی بود.شلوار جین تنگی به پا داشت که هیکل لاغرش را در بر میگرفت.موهای بلوندش دورش ریخته و یک قاشق چوبی بزرگ در دست راستش بود.حتی پیش از آنکه برگردد بانی می توانست صورتش را ببیند و لبخند شیطانی اش را حس کند. 

- تو اینجا چی می کنی؟ 

صدای بانی آنقدر ضعیف بود که خودش هم مطمئن نبود صدایش درآمده است. 

روی پاشنه چکمه های چرم قهوه ای اش چرخید و به آهستگی به طرف بانی برگشت. 

- فکر میکردم تو می خواستی مرا ببینی و پیش خود گفتم اکنون زمان خوبی برای ملاقات خواهر بزرگم می باشد. 

برای یک لحظه بانی آنچنان گیج شده بود که قادر نبود صحبت کند... 

نظر من درباره ی این کتاب: 

این رمان یکی از سنجیده ترین و زیباترین کارهایی بوده که تا کنون خوانده ام.تحلیل زیبای اجتماعی و جذابیت داستان و ماجرای کشش دار آن برعکس کتابهای آبکی رمانهای امروز موجود در بازار ایران سبب شد بی وقفه خواندنش را ادامه دهم و لحظه ایی کتاب را زمین نگذارم. 

مشکلات مستتر در جامعه و روابط ناصحیح عاطفی میان اعضای یک خانواده و در نهایت ناهنجاریهایی که در پی این معضلات برای تک تک افراد پیش می آید به قدری خواندنی و جذاب به قلم کشیده شده است که از نظر من مطالعه ی این کتاب برای هر خانم متاهل و حتی هر دختر جوان الزامی است.کتاب مشتمل بر۳۹۰صفحه است اما به قدری زیبا و جذاب تالیف و ترجمه گشته که در تمام طول مدت مطالعه لحظه ایی خستگی را حس نکردم...بی نهایت لذت بردم.



نوع مطلب : كتابخانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  


Admin Logo
themebox Logo