تبلیغات
شادی داودی - مینیمال-پول.حسرت.جدایی-شادی داودی

هرگونه كپی برداری از داستانهای این وبلاگ جهت((چاپ و نشر))ممنوع و موجب پیگرد قانونی است.

مینیمال-پول.حسرت.جدایی-شادی داودی

نویسنده :شادی داودی
تاریخ:یکشنبه 2 بهمن 1390-02:01 ق.ظ

مینیمال پول.حسرت.جدایی - شادی داودی

------------------------------

رمان پول.حسرت.جدایی - شادی داودی

خسته شده بود!
از بی پولی...
از حسرت به دل ماندن...
از داشتن هزار و یك آرزو بر دل داشتن و دم نزدن...
.
.
.
دستمالی كه با آن داشت گاز را تمیز میكرد به گوشه ای پرت كرد
برگشت به سمت او...
روزنامه ورزشی میخواند...
مثل همیشه غرق در اخبار ورزشی...
.
.
.
- من دیگه نمیتونم تحمل كنم.
- یعنی چی؟
- منم هزار و یك خواسته دارم...چرا نمیفهمی؟
- باز شروع شد؟
- تموم نشده كه دوباره شروع بشه...
- ببین تو كه وضع منو میدونی بیشتر از این حقوقم نمیرسه...
- به من ربطی نداره...باید اونچه رو كه میخوام تهیه كنی...دیگه تحمل ندارم...
- میگی چیكار كنم...برم دزدی...برم قاچاق...كه تو به خواسته هات برسی؟
عصبی شد...گریه اش گرفت...روی صندلی آشپزخانه نشست و گفت:آره برو قاچاقچی شو...
- چرا من برم كار خلاف كنم...راست میگی تو برو خودفروشی كن تا بتونی هر قدر هم پول میخوای در بیاری و خرج كنی...
.
.
.
هیچ وقت فكرش را هم نمیكرد مرد زندگی اش به او چنین بگوید...
و حالا سالهاست كه ...پول و حسرت برایش ارمغانی جز جدایی نداشته!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo