تبلیغات
شادی داودی

هرگونه كپی برداری از داستانهای این وبلاگ جهت((چاپ و نشر))ممنوع و موجب پیگرد قانونی است.

رمان راز خورشید منتشر شد

نویسنده :شادی داودی
تاریخ:جمعه 23 بهمن 1394-05:00 ق.ظ


خورشید با وجود سن و سال کمش متوجه نگاه های خالی از محبت مادر به خود شده بود.بنابراین در بیشتر ساعات روز سعی می کرد در مکان هایی بازی کند که دور از تیررس نگاه های پرنفرت مادرش باشد.
راز خورشید
شادی داودی
تعداد صفحات ۶۴۰
قیمت۳۵۰۰۰تومان
از شنبه 17بهمن در کتابفروشی های سراسر کشور



نوع مطلب : اطلاعیه ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رمان دزیره

نویسنده :شادی داودی
تاریخ:دوشنبه 12 بهمن 1394-09:45 ب.ظ


نام کتاب:دزیره 

نام نویسنده:آن ماری سلینکو 

ترجمه:ایرج پزشکزاد 

چاپ هفتم-1365 

ناشر:انتشارات فردوس 

قسمتی از کتاب: 

اما این خانمها نمی توانستند درست راه بروند.چون امپراطور با کمال دقت چشم به پاهای آنها دوخته بود.با وضع نامرتبی راه می رفتند و بهم تنه میزدند.پولت برای اینکه خنده ی خود را در دهن خفه کند دست خود را گاز می گرفت.بعد سروریه و مورا را صدا زدند.آنها هم به صف همسران ژنرالها پیوستند.بعد از آنها من در حالیکه یک کوسن روی دست داشتم به راه افتادم.بعد ژوزفین به حرکت آمد و پارچه ی بلند او را پشت سرش پرنسس های تازه و ژولی و اورتانس می کشیدند...ص227 

نظر من درباره ی این کتاب: 

رمان دزیره به صورت یادداشتهای قهرمان آن و با استفاده از مدارک و اسناد تاریخی معتبر نوشته شده است.او راه دور و دراز و پرپیچ خمی را از خانه ی پدرش در مارسی شروع و تا قصر استکهلم پیش میرود.دختری است با روحیه ی امیدوار که در دوران جوانی بیشترین و بزرگترین اتفاقات زندگیش را تجربه میکند.ساده و بی آلایش است.نویسنده در این رمان وقایع دوران بعد از انقلاب فرانسه از سقوط روبسپیر و ژاکوبن ها و همچنین حوادث حکومت دیرکتوار و کودتای ناپلئون و دوران کنسولی و امپراطوریش و حتی شکست و سقوطش را با دقت و درستی در خلال ماجرای این رمان شرح داده است.نویسنده این رمان را در حین جذابیتش برای خوانندگان رمان تبدیل به تاریخی مشروح و دقیق سالهای آخر قرن18ونخست قرن19درآورده است.



نوع مطلب : كتابخانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رمان سلطانه

نویسنده :شادی داودی
تاریخ:دوشنبه 12 بهمن 1394-09:44 ب.ظ


نام کتاب:سلطانه 

نام نویسنده:کالین فالکنر 

مترجم:جواد سیداشرف 

ناشر:انتشارات زرین 

چاپ:۲۳مرداد۱۳۸۷ 

نظر من درباره ی این کتاب: 

کتابی ارزشمند که خوندنش رو به تمام دوستداران رمان و تاریخ میشه پیشنهاد داد.
توضیحی زیبا در قالب رمان که تاریخ ترکان عثمانی و زمان سلطنت سلطان سلیمان را به زیبایی هرچه تمامتر به قلم آورده است.نویسنده برای آشکار شدن شخصیتهای رمانش بسیار هوشمندانه عمل میکنه و در حدی بسیار عالی تک تک اونها رو دراماتیزه کرده.تضاد شخصیتی خرم بانو در این رمان به قدری جذاب به قلم آورده شده که برای لحظاتی خواننده ی رمان اگر یک زن باشه ممکنه از زن بودن خودش ناراحت بشه!!!عشق و علاقه ی خرم به سرزمینش که تا واپسین لحظات با اوست سبب تمام فجایع و قتلهایی است که توسط وی و به دستور او صورت گرفته و اثر این مهر و علاقه به وطن و کینه ی وی به سلطان سلیمان تا بعد از مرگ خرم هم بقایای آن برجا است!!! هیچیک از شخصیتهای داستان در تضاد و تناقض با یکدیگر نیستند و به نوعی در واقع دنیا طلبی و طمع و آز در کلیه ی کاراکترهای این رمان به وضوح نمایش داده شده.همه ی شخصیتهای به حد کافی انگیزه ی عمل را در درون خود دارا می باشند به طوریکه خرم/عباس/سلطان سلیم/سلطان سلیمان/ابراهیم/گلبهار/مصطفی/لوودویچی/و...همه و همه در انجام اعمال و یا ارتکاب جرائمی که در طول ماجرا مرتکب میشوند انگیزه هایی بسیار قوی را در درون خویش چه به صورت پنهان و چه به صورت آشکار پرورانده بوده اند.شخصیتهای این رمان به هیچ وجه تکراری یا کلیشه ایی و ساده نیستند و این خود نشان از مهارت بسیار بالای نویسنده است.شخصیتها به قدری عالی و به جا پرورده شده اند که پس از ارتکاب به هر عملی خود خواننده می تواند عمل آنها را به روشنی توجیه کند!!!
کتاب بسیار عالی و خواندنی است من که واقعا از خوندنش لذت بردم


نوع مطلب : كتابخانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شما كه غریبه نیستید

نویسنده :شادی داودی
تاریخ:دوشنبه 12 بهمن 1394-09:39 ب.ظ


نام کتاب:شما که غریبه نیستید 

نام نویسنده:هوشنگ مرادی کرمانی 

ناشر:انتشارات معین 

چاپ چهارم ۱۳۸۴ 

قسمتی از کتاب: 

ننه بابا از حافظ خواندن ها و فال گرفتن ها و تعریف های عموقاسم؛چیزهایی یاد گرفته است.آغ بابا؛اهل سیاست است.شبها دست مرا می گیرد و چراغ دستی را بر میدارد.می رویم خانه ی آقای دژند که رادیوی بزرگی دارد.می نشیند پای رادیو.سیگاری آتش میزند؛تسبیحش را می چرخاند به حرفهای رادیو گوش میدهد.گاهی حرص میخورد.گاهی هم خوشحال می شود.نه دلیل حرص و جوش خوردنش را می فهمم و نه دلیل خوشحال شدنش را...ص98 

نظر من درباره ی این کتاب: 

وقتی این کتاب را می خواندم حتی لحظه ایی دلم نمی خواست آنرا زمین بگذارم.مثل همیشه شاهکاری دیگر از استاد گرانقدر آقای مرادی کرمانی که با خواندن آن در خیال به زمانهای دور و کودکی خودم سفر میکنم این بار نیز چنین شد.به قدری زیبا و ملموس وقایع رو به قلم آورده که در تمام لحظات پا به پای شخصیت داستان پیش می رفتم و زیبایی داستان هزاران برابر شده بود برایم وقتی میدانستم این کتاب و ماجرای آن زندگی واقعی خود جناب هوشنگ مرادی کرمانی است.درباره ی کتابهای رئال به عقیده ی من هیچ وقت نمیشه نظر خاصی ارائه داد و ایرادی بر روند ماجرا گرفت زیرا وقایع نگاری چیزی نیست که بشود با سلیقه و اختیار در آن دخل و تصرفی کرد و آثار آقای کرمانی فقط و فقط تحسین خواننده را در پایان بر می انگیزد که صد البته همیشه هم آثار ایشان شایسته ی تقدیر و سپاس دارند. 



نوع مطلب : كتابخانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :38
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo